کاغذ خط خطی
درباره سینما ...ورزش...اجتماع....و هزار حرف خاکستری
دی 1387
ش ی د س چ پ ج
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30        
آرشیو

یوسف و زلیخا Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 5 خرداد ماه سال 1386
اگر قهرمان شدیم........!

همیشه نوشتم که رنگ سرخ جزئی از زندگی من است ... از زمانی که خودم را شناختم در کوچه پس کوچه های پایتخت و یا روی سکوهای داغ آزادی تمام وجودم را به رنگ سرخ در می آوردم و برای سلطان چشم آبی فوتبال ایران اشک می ریختم ..... اما فصلی که نفس های آخرش را می کشد روزهای تلخی برای تیم همیشه سرخ من بود ..بدبیاری و بازی سیاسی دلالها و آلوده شدن حرمت نام پرسپولیس بدست اصولگرایان بی انصاف که حق دوست داشتن یک تیم فوتبال را هم از یک ملت گرفتند...........! با عث شد در این ثانیه های بی پایان حسرت از دست دادن گلهای نزده و امتیازهای از کف رفته را بخوریم ...... هنوز امید هست .... فردا شاید بعد از روزها انتظار بر قله فوتبال ایران بنشینیم و شاید این نشستن دوام  داشته باشد ..............! به امید یک دوشنبه به یادمادنی .... مانند memorial day نیویورک .......!


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 34639


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
به شهادت شناسنامه ... در خرما پزان مرداد به دنیا آمدم و خواسته و ناخواسته آواره این زندگی شدیم .... ۱۴-۱۳سال بیشتر نداشتم که مهر روزنامه نگاری خورد تخت سینه ام و نوشتن شد حرفه ام .... و حالا سخت ترین کار دنیا نوشتن است ... آنهم عاشقانه نوشتن ....چاپ بیش از ۱۰۰۰ مقاله در روزنامه های وطن ..... کار کردن در تلویزیون ایران ....و تلویزیون طپش که این آخری را برای همیشه در کارنامه پر فراز  نشیب زندگی ام می گذارم که دوستش دارم و به آن افتخار می کنم ...... تنهایم و این تنهایی را دوست می دارم.....و تنها دلخوشی ام این خطوط است و رسیدن به نوشته هایی که قرار هستند متولد شوند در فرداهای روشن ...در آزادی  مملکتم ....ایرانم ...
شناسنامه کامل من...